| |
| شنبه 5 آذر ماه سال 1384 |
| تُنگ خیال |
|
« متاثرازمقاله وطرحی در یکی ازروز نامه ها»
درون تنگ خیال
میان آیینه و آب
تو برحباب خاطره ها
سوار خواهی شد!
و من
به انتظار تو
ای ما هی گریز
به آبشار خلوت نگاه تو
می آیم.
زندانی منی
امّادریغ
از لحظه ای کوتاهی!
و ماهی تنگ خیال من
شکست:
«تو
وتمام فراخنای این سامان
من
وحسرت یک لحظه
آزادی!
*** 1377-«آبادان»
*ترکیب«ماهی گریز»ازشاعرمعاصراحمد شاملو ست »
|
|
| |
| شنبه 5 آذر ماه سال 1384 |
| چند شعر کوتاه |
چند شعر کوتاه
چشمان تو
درد همیشگیاش را
بامن سرود!
ومن گریستم
که انهدام ستون های خانه را
می دیدم!
***
خیابان که می روی
دو نفر با هم می آیند
خوب نگاه که می کنی
به هم خیلی شبیه اند
نزدیک که می شوی
دوست نه
دشمن هم نیستند!
***
ماهیگیر
روی لنج
لنج فروریخته
قلّابش را
به دریا ریخت!
ومن
وقتی که برمی گردم
ای کاش
رفته باشد!
***
زیر بارش تگرگ
مردی
زنش را
گم کرده بود
فرزندان حادثه
بزرگ می شوند
امّا
زندگی نمی کنند!
*** 1377-«آبادان |
|
| |
| شنبه 5 آذر ماه سال 1384 |
| دار خیال |
دیروز
زنی را دیدم
می گفت:
«خود را به آب
خواهم انداخت»
و امروز
درکناره های بهمنشیر
جسدی یافتند
که مرد بود!
من
بارها
خود را
به دار خیال
آویخته ام
نمی دانم
شاید من باشم!
*** 1376-«آبادان» |
|
| |
| شنبه 5 آذر ماه سال 1384 |
| سه شعر کوتاه |
هرخواهشی
نگاه استوار غروری را
به لرزه
در خواهد آورد
و فروخواهم ریخت
آن گاه
که شکست ها
درآشکوب خیال من
دوباره می روید!
***
و تو اگر چه
آشنای منی
بیگانه هم نخواهی ماند
وقتی
که هستی ما
قطره
قطره
آب می شود
ازرنجی که می بریم!
***
ای آشنای همیشگی
مسافر همزاد تو را
پا به پای تو
تاکجا بکشانم؟
آیانمی شود
گاهی،نگاهی
میان دو آشنا
قسمت کرد؟
*** 1376-«آبادان» |
|